امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 29 روز سن داره

مسافری از بهشت

فندق مامان

1392/8/18 0:36
نویسنده : nastaran
165 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دل مامان امروز(پنج شنبه 16/8) 49 روز از به دنیا اومدنت می گذره.

 پسرک مامان حسابی بغلی شدی.عادت کردی دائما تو بغل باشی و تا می خوام بخوابونمت روی زمین یا تختت گریه می کنی و غر می زنی.مامانی تو روز به هیچ کاری نمی رسه، حتی گاهی اوقات وقت نمی کنم صبحانه و ناهار بخورم. بیشتر شب ها هم نمی رسم شام درست کنم و زحمتش روی دوش باباییه.طفلک بابایی هم هیچ اعتراضی نمی کنه و تا جایی که می تونه باهام همکاری می کنه. عزیز دلم من روزی هزاربار خدا رو شکر می کنم که خدا بابایی و شما رو بهم داده...

پسرکم روز به روز بزرگ تر میشی، ماشااله سنگین هم شدی و وقتی بغلت می کنم که بهت شیر بدم یا نگهت دارم که بادگلو بزنی دستم درد می گیره. الهی قربون اون دست و پای تپلیت برم من.البته مامانی باید مراقب باشم که بیش از حد تپل نشی که خدایی نکرده وقتی بزرگتر شدی دچار مشکل اضافه وزن بشی. آخه پسرکم ماشااله خوش اشتهاست و زود به زود دوست داره شیر بخوره، وقتی بهت مولتی ویتامین می دم انقدر با اشتها می خوری که آدم به هوس میفته.نوش جونت فندق مامان

 بعضی وقت ها دمر می خوابونمت روی زمین، شما هم گردنت رو بلند می کنی و دور و برت رو نگاه می کنی.

هر صدایی هم که میاد نگاهت و سرت رو به سمت صدا می چرخونی.قربون اون چشمات برم من مامانی که با کوچکترین صدایی دنبال منبع صدا می گردی.وقتی باهات حرف می زنم کاملا گوش می دی و به لب و دهن من خیره می شی،گاهی هم یه صداهایی از خودت درمیاری و کلی دست و پا می زنی.انگار می خوای با مامانی صحبت کنی و جواب حرفای من رو بدی.

نفس مامان از حمام رفتن هم خیلی خوشت میاد و وقتی می شوریمت کاملا آروم میشی و هیچ اعتراضی نمی کنی.بعضی شب ها هم که بی قراری می کنی من و بابایی میبریمت حمام که راحت بخوابی.

وقتی روی تشک بازیت می خوابونمت یا یه عروسک بالای سرت می گیرم دست و پا می زنی و دستت رو دراز می کنی که عروسک رو بگیری.

تقریبا با شروع ماه دومت روزانه سی دی simply kids رو برات می گذارم که گوش بدی.اوایل زیاد دوست نداشتی و زود گریه می کردی، اما الان با اشتیاق بیشتری گوش می دی.تقریبا هر روز یا یک روز در میان یک آهنگ رو طی یک هفته برات می گذارم  به مدت 10-15 دقیقه که گوش بدی. و با شروع هفته بعد آهنگ بعدی رو برات می گذارم.

آویز موزیکال بالای تختت رو هم خیلی دوست داری، روزانه روی تختت می خوابونمت و آویز رو برات کوک می کنم شما هم می خندی و با گردش عروسکها چشمات رو می چرخونی. اگر می دونستم انقدر بهش علاقه نشون می دی یه آویز موزیکال کنترلی برات می خریدم ...

گاهی هم روی پاهام می خوابونمت و برات کتاب داستان می خوانم.کتاب رو طوری نگه می دارم که شما هم تصاویرش رو ببینی، بیشتر اوقات ساکت میشی و کاملا گوش می دی و با دقت تصاویر رو نگاه می کنی.اما گاهی هم حوصله نداری و زیاد استقبال نمی کنی.

عزیزکم من و بابایی از این که روز به روز بزرگتر می شی و به تواناییهات اضافه میشه لذت می بریم و خدا رو شکر می کنیم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)